مَپرس حالِ مرا
به غم دُچار چنانم، که غم دُچارِ من است!
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی

نمی دونم چرا اما بعد چند وقت به سرم زد اینجا بنویسم شاید چون جایی برای نوشتن نداشتم..

برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی
دلم گریه میخواد کجاست شونه هات کجا رفتی ای حس آرامشم
میخوام این شبایی که بارونیم با آرامش دستات آروم بشم
دلم گریه میخواد کجاست شونه هات کجا رفتی ای حس آرامشم
میخوام این شبایی که بارونیم با آرامش دستات آروم بشم
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی

درست وسط مهر مهرش به دام نشست
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی
من تا اخرش باهاتم...
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی
ولی فصلها عوض میشن ، متوجهی که؟!
رمز وب
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی
لقد ولدت لأحبك
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی
هنرش خنده هایش بود،یک جور خاصی میخندیدجوری که کَسِ دیگری نمیتوانست دلم را تکان دهد.نه روی گونه هاش چال داشت و نه لپ هایش از خنده قرمز می شد..! فقط خنده هایش جنس دیگری داشت از این خنده ها که آدم نمیتواند عاشق نشود،نمیتواند بگذرد ؛آرامشی در صدایش موج میزد که با هیچ چیز در دنیا عوض کردنی نبود.خام تر از آن بودم که فکر کنم کسی که قشنگ می خندد،قشنگ راه می رود،قشنگ
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی
حال آشفته ما...
خانـ ه ♥ لینـ ک ♥ ایمیـ لـ ♥ پروفایـ لـ ♥ طـراح
تنها خواسته
خیابون....تو..بارون..تو....هندزفری..تو.....پیاده روی....تو....
تنها همینارو میخوام
♥ چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۶ 22:32 بـ ه دستانــ منم:) ♥
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی


من همان خسته ی غم زده ی بی حوصله ام
آدم بد قلقی که رگ خوابم شعر است
..
دلم شعر میخوااااد و
البته شما را
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مرادی