خرید بک لینک

مَپرس حالِ مرا

به غم دُچار چنانم، که غم دُچارِ من است!

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: پنجشنبه 7 فروردين 1399 ساعت: 4:51

شب نویس

نمی دونم چرا اما بعد چند وقت به سرم زد اینجا بنویسم شاید چون جایی برای نوشتن نداشتم..

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 0:31

دلم گریه میخواد کجاست شونه هات کجا رفتی ای حس آرامشم
میخوام این شبایی که بارونیم با آرامش دستات آروم بشم
دلم گریه میخواد کجاست شونه هات کجا رفتی ای حس آرامشم
میخوام این شبایی که بارونیم با آرامش دستات آروم بشم

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 0:31

با هم دو پرنده کوچک را که روی یک بلندی خانه دارند نگاه می کنیم.هر دو ذوق پرواز دارند و ترس پروازترس سقوط...وقتی که دو پرنده با هم می پرند...وقتی صدای خنده هامان به انعکاس درختان می رسدوقتی که تو برای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 0:31

کنار هم نشسته بودیم زل زده بودیم به آسمون
پرسید از چی میترسی؟
نگاش کردم و گفتم از تنهایی؛ بغلم کرد...
پرسید الان چی؟
گفتم هنوزم از تنهایی
اما حالا بیشتر
خیلی بیشتر...

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 19:52

درست وسط مهر مهرش به دام نشست

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 19:52

من تا اخرش باهاتم...

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 19:52

تو دنیای قشنگ من قشنگ ترین رنگ چشم رنگ چشمیه که هر بار ببینیش دلت هری بریزه پایین ، مثل این آبنما های جاده که با سرعت میری... قشنگ ترین مو ها موهاییه که صبح که شد خورشید از پنجره افتاد تو چشمت ، پهنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 19:52

رسم پاییز همینه

ولی فصلها عوض میشن ، متوجهی که؟!

رمز وب

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 19:52

لقد ولدت لأحبك

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 19:52

هنرش خنده هایش بود،یک جور خاصی میخندیدجوری که کَسِ دیگری نمیتوانست دلم را تکان دهد.نه روی گونه هاش چال داشت و نه لپ هایش از خنده قرمز می شد..! فقط خنده هایش جنس دیگری داشت از این خنده ها که آدم نمیتواند عاشق نشود،نمیتواند بگذرد ؛آرامشی در صدایش موج میزد که با هیچ چیز در دنیا عوض کردنی نبود.خام تر از آن بودم که فکر کنم کسی که قشنگ می خندد،قشنگ راه می رود،قشنگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: شنبه 8 ارديبهشت 1397 ساعت: 12:03

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: شنبه 8 ارديبهشت 1397 ساعت: 12:03

حال آشفته ما... خانـ ه ♥ لینـ ک ♥ ایمیـ لـ ♥ پروفایـ لـ ♥ طـراح تنها خواسته خیابون....تو..بارون..تو....هندزفری..تو.....پیاده روی....تو.... تنها همینارو میخوام ♥ چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۶ 22:32 بـ ه دستانــ منم:) ♥ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت: 11:26

من همان خسته ی غم زده ی بی حوصله ام
آدم بد قلقی که رگ خوابم شعر است

..

دلم شعر میخوااااد و

البته شما را

برچسب: نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 16:37

دلم باران میخواهد...

ویک پیاده روی....

اما تو نیستی

باران میخواهم چکار

برچسب: درمانِ,ساعتی, نویسنده: آناهیتا مرادی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 16:37

صفحه بندی